تبلیغات
داستان های راست
داستان های راست
چهارشنبه 12 شهریور 1393 :: نویسنده : زهرا رضوی

نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگان




ادامه مطلب


نوع مطلب : خدای همه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 1 فروردین 1393 :: نویسنده : زهرا رضوی

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط كوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
            
               *****
سیب ها روی خاك غلطیدند
چادرش در میان گرد وغبار
قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تكرار

              *****
آه سردی كشید،حس كردم
كوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر كوچكش رسید از راه
     
             *****
گفت:آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط كمی كمرم...
دست من را بگیر،گریه نكن
مرد گریه نمی كند پسرم

            *****
چادرش را تكاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد

            *****
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش كن ! این صدای روضهء كیست
طرف كوچه رفتم و دیدم
در ودیوار خانه ای مشكی است...

          *****
با خودم فكر می كنم حالا..
كوچه ء ما چقدر تاریك است
گریه،مادر،دوشنبه،در،كوچه..
راستی! فاطمیه نزدیك است...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 1 فروردین 1393 :: نویسنده : زهرا رضوی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 21 دی 1392 :: نویسنده : زهرا رضوی
                                    
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار    من گلی دارم که عالم را گلستان می کند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 28 شهریور 1392 :: نویسنده : زهرا رضوی

بسم الله الرحمن الرحیم

اصلا نفهمیدم چی شد ! به خودم که اومدم ، دیدم روی زمینم و کلی آدم دورم جمع شدن . خودم رو که جمع و جور کردم ، دیدم خبری از کیف پولم نیست ! انگار لب جوب سرم گیج رفته بود و از حال رفته بودم ...

ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 25 شهریور 1392 :: نویسنده : زهرا رضوی

بسم الله الرحمن الرحیم

حاکم نیشابوری برای گردش به بیرون از شهر رفته بود . مردی میانسال در زمین کشاورزی مشغول کار بود . حاکم بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد بی مقدمه کشاورز را به کاخ بیاورند .

روستایی بی نوا با ترس در مقابل تخت حاکم ایستاد . به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشانده بودند . حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب هم به او بدهید . حاکم از تخت پایین آمده بود و آرام قدم می زد . گفت می توانی برسر کار خود برگردی ، ولی همینکه دهقان بی نوا خواست حرکت کند ، حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت . همه حیران از آن همه عطا و حکمت این جفا منتظر توضیح حاکم بودند . حاکم پرسید مرا می شناسی ؟ بیچاره گفت شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید . حاکم گفت آیا بیش از این مرا می شناسی ؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود . حاکم گفت : به خاطر داری بیست سال قبل با دوستی به پابوس حاکم جود حضرت رضا – علیه السلام - رفته بودی ؟! دوستت گفت خدایا به حق این آقا مرا حاکم نیشابور کن و تو محکم بر گردن او زدی و گفتی که ای ساده دل ! من سالهاست که از این آقا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزی ام می خواهم هنوز اجابت نشده ، آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی ؟

یکباره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد . حاکم گفت " این قاطر و پالانی که می خواستی ، این کشیده تلافی همان کشیده ای که به من زدی . فقط می خواستم بدانی که برای آقا حکومت نیشابور فرقی ندارد . فقط ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد . "

منبع : نشریه خانه خوبان ، شماره 35





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 16 شهریور 1392 :: نویسنده : زهرا رضوی

مرغ دلم راهی قم می شود   در حرم امن تو گم می شود

عمه سادات سلام علیک            روح عبادات سلام علیک

کوثر نوری به کویر قمی            آب حیات دل این مردمی

عمه سادات بگو کیستی؟         فاطمه یا زینب ثانیستی؟

از سفر کرب و بلا آمدی؟         یا که به دنبال رضا آمدی؟

من چه کنم شعله داغ تو را        درد و غم شاهچراغ تو را

کاش شبی مست حضورم کنی  باخبر از وقت ظهورم کنی....

(زنده یاد آقاسی)



میلاد کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک باد

تبریک ویژه به همه ی دختر خانوما ...






نوع مطلب : تبریک میلاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : ویژه ی دختران،

دوشنبه 11 شهریور 1392 :: نویسنده : زهرا رضوی

بسم الله الرحمن الرحیم

اینقدر که فاصله ی بین ساختمون اداری و آموزشی رو رفتم و اومدم خسته شدم . آخرش روی یکی از نیمکت ها ، تو فضای سبز دانشگاه ، که آبنمای آبی رنگی داشت ، نشستم  . آبنماشون هم مثل خودشون بود ؛ از کارافتاده و بی روح ! از پاس کاری بین واحدهای دانشگاه اعصابم خورد شده بود . واقعا نمی دونستم باید چیکار کنم ! حال نزاری داشتم که نگو و نپرس ...=> ادامه مطلب

ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 10 مرداد 1392 :: نویسنده : زهرا رضوی

بسم الله الرحمن الرحیم

" الحمدلله از وقتی اسماعیل اومده ، همه چیز روی روال افتاده " این جمله رو مامانم گفت . از وقتی آقاجون سکته کرد و دستش از دنیا کوتاه شد ، این اولین باری بود که مامانم داشت یه نفس راحت می کشید . بیست سال پیش ، دایی اسماعیل ، پسر بزرگ خانواده برای تحصیل به خارج از کشور رفت ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 3 مرداد 1392 :: نویسنده : زهرا رضوی

بسم الله الرحمن الرحیم

چادر مشکیش رو دستش گرفته بود و دور اتاق راه می رفت . با خودش حرف می زد که " اگر احمد نبود می گفتم گم شدن ، آخه تو این هوا که یک دقیقه آفتاب می شه و یک ساعت بارونی ، کوه رفتنتون چی بود ؟ 5-4 تا بچه 12-10 ساله ! "

من که تازه خسته و کوفته از اردو رسیده بودم با دیدن مامان هوش از سرم پرید ! از چشماش می شد فهمید بدجوری دلش آشوبه . براش آب قند آوردم ، گفتم...=>ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 25 تیر 1392 :: نویسنده : زهرا رضوی

بسم الله الرحمن الرحیم

داشتم با چشمام عقربه ثانیه شمار رو تعقیب می کردم ، اینقدر کند پیش می رفت که حتی چند ثانیه ازش جلو میفتادم ! بلند شدم ، همینطوری تو اتاق دور خودم می چرخیدم . نمی دونم چرا اینقدر استرس داشتم با اینکه ساعت هنوز 5 نشده بود .

صدایی از بیرون توجهم رو جلب کرد ؛ وای خدای من=> ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 9 تیر 1392 :: نویسنده : زهرا رضوی

بسم الله الرحمن الرحیم


رو به روی خونه فهیمه منتظر بودم ، داشتم با چک کردن پیامک هام خودم رو سرگرم می کردم که یهو صدای در امد . سرم رو گرفتم بالا ، فهیمه بود با چشمای نگران و رنگ پریده ...=» ( ادامه مطلب )



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


گذری بر لحظات زندگی که ساده می پنداریمشان ...

مدیر وبلاگ : زهرا رضوی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی